السيد اليزدي
5
سؤال وجواب ( فارسي )
سؤالات مربوط به تقليد سؤال 1 : هر گاه مقلد ، احكام وقايع وموضوعات را از مجتهدي كه مقلد خودش است اخذ نموده ، آيا به موت آن مجتهد اين احكام باطل خواهد بود ، ولازم است كه رجوع به مجتهد حي نمايد ؟ ويا اين كه باطل نمىشود ، بلكه در موضوعات آخر وحوادث جديده بايد به مجتهد حي رجوع نمايد ؟ وآيا عنوان مجتهد بالنسبة به مقلد ، عنوان دليليت است مثل نبي ووصى ، بالنسبة به مجتهد ، ويا آن كه عنوانش استنابه است در استنباط حكم موضوع واستخراج حكم ؟ به هر يك از دو عنوان ، بطلان احكام مستخرجه ومستنبطه به زوال دليل ويا نائب چه معنى دارد ؟ وبر تقدير عدم بطلان وعدم زوال ، اين كه مثلا گفته شود كه امر آن احكام را شخص مقلد به استنابه ويا به دليليت مجتهد گذرانده واز تحصيل آنها فراغت به هم رسانيده ، پس تحصيل بعد از تحصيل وتشخيص بعد از تشخيص معنى ندارد واحكام آخر كه تحصيل نشده با استنابه مجتهد حي ويا به دلالت أو تحصيل آنها لازم است ، پس بنابر اين تقدير ، آنچه متعارف است از علما ومتداول در السنة است از حكم به وجوب بقاء بر تقليد مجتهد ميت ، آيا اين حكم افتا است از مجتهد ، به معنى بيان حكم عمل مكلف است ؟ ويا آن كه حكم فرعى نيست بلكه معنى آن ، تثبيت احكام موضوعات است كه از مجتهد ميت اخذ شده ، ويا آن كه